مقایسه

   اینجا کجاست؟؟؟؟؟؟؟

رستوران یک هتل پنج ستاره در سواحل هاوایی؟

قرارگاه فتح الشکم مدرسه ای که هری پاتر در آن علوم جادوگری می آموخت؟

یا......

نخیر هیچکدام اینجا سلف دانشگاه هاروارد هست!!!

جالبه بدونید روزی که این عکس گرفته شده غذای سلف کباب فسایی(مخلوطی از پیاز و مقوا)بوده تازه به عنوان سوپرایز به همراه غذا ایستک هم سرف شده(اینارو اون آقای سفید پوشی که سمت راست تصویردیده میشه اذعان کرد)!!!!

توضیح1- قرار بود با یک مطلب علمی آپ کنم ولی مطالبی که گیر آوردم تکراری و خسته کننده بود به عبارتی به کار ما ترم بوقی ها نمیومد ( به قول دوستانی که فسیل تشریف دارند)

توضیح 2- هدف از گذاشتن این عکس قلقلک حس حسادت شما نسبت به کسانی است که در عکس دیده میشوند و نه سرکوفت به بهشت گمشده (سلف مجتمع خودمون)باشد که روزی پرچم مجتمع در این محل به اهتزاز درآید!!!

بعدا نوشت-برای اجتناب از ریا در روز روشن عکس سلف خودمان حذف شد.

 

عنوان می خوای چکار

ماه رمضان هم آغازید می خواستم اولین کسی باشم که عرض میکنم زیاد زولبیا بامیه میل نفرمایید !!!!! همگی شما عزیزان را به یک دعای دست جمعی دعوت میکنم بنده حساب کردم ما 22 نفریم (اگر فقط دوستان کشاورزی را در نظر بگیریم ) ماه رمضان هم 30 روز هست هر کدام از شما اگر در روز 3 بار با تضرع و زاری از خدا درخواست بفرمایید – خداوندا مجتمع ما را به دانشگاهی بس مجهز تبدیل بفرما – سر جمع میشود چیزی حدود 1980 بار خوب دیگه آنموقع هست که برای باری تعالی نه راه پیش میگذاریم و نه راه پس ....

در پست قبلی بحثی در مورد انتقاد و انتقاد پذیری کردیم گفتیم سوتفاهمی پیش نیاید . ما بسیار انتقاد پذیریم اگر متنی خواندید مدیونید اگر کامنتی نگذارید ( نه به این شدت ) اگر کرم فرمودید اراده کردید به این عمل ناشایست ( کامنت گذاری ) دست یازید بیشتر تعریف کنید اگر کمی انتقاد هم چاشنی کنید می پذیریم . ,
در پست بعدی سعی میکنم طی یک عملیات انتحاری مطلبی علمی  در مورد بیل و کلنگ و آب و گیاه و آخرین تکنولوزی مترسک گذاری سر زمین  بنویسم بالاخره گوش شیطون کر دانشجو باید دانش بجوید

من آمده ام

از آنجا که حضرت حافظ به شدت به اینجانب لطف دارند و بنده هم به ایشان بسیار عشق میورزم چند روزی یک بار بنده نوازیشان شامل حالمان میشود و ما را می طلبند و ما هم جهت عرض ادب خدمتشان شرفیاب می شویم سخن کوتاه اینبار که بر سر مزارشان تفعلی زدیم این چنین آمد (باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش     وین سوخته را محرم اسرار نهان باش )تعجب نکنید جناب حافظ عزیز هیچوقت غزل کسی را به اشتباه تحویل دیگری نمیدهد درست به همین دلیل بود که ما به فکر فرو رفتیم که حالا کجا باید باز آییم تصمیم بر آن شد که هر جا که میتوانیم باز آییم باز آییم تا شاید یک جا همان جایی باشد که باید باز آییم.

خلاصه باز آییدیم.

انتقاد از خود .....

بر همه واضح و مبرهن است که ما ملتی هستیم بسیار خوب و خیلی بیستیم از این حرفها اما....

1-به شدت علاقه مندیم یکدیگر را مسخره کنیم که این به اعتماد به نفس پایین ما ایرانیان باز میگردد به اطمینان میتوانم بگویم بیش از 60 درصد ما بازیگران خوبی در جمع هستیم همیشه وقتی از ته دل می خندیم که کسی را خرد کرده باشیم یا اصطلاحا ضایع کرده باشیم گوشه ای در جمع دوستان می نشینیم و از این عبارات استفاده میکنیم فلانی را چنان له کردم که با کاردک هم جمع نمیشود . فلانی را شستم و در آفتاب پهن کردم .

2-در ذهن خود افراد را به دو دسته خوب و بد تقسیم میکنیم خوبها افرادی هستند با وضعیت ظاهری و خلق و خویی واحد و همین طور بدها پس از دیدن یک فرد سرها را در هم فرو برده شروع می کنیم به برچسب زدن اما این خوب یا بد بودن نیست اینها تفاوت است انسانها باید متفاوت باشند هیچ چیز به اندازه دیدن انسانهایی متفاوت چه از لحاظ ظاهری و چه از لحاظ باورها در کنار هم لذت بخش و دوست داشتنی نیست .

3-کمتر کسی درست انتقاد میکند و کمتر کسی هم انتقاد پذیر است اگر بخت برگشته ای جسارت کند و بگوید ما انتقاد پذیریم همه دست در دست هم نهاده از مه و خورشید و فلک یاری جسته که چنان طرف را بچزانیم و اعصابش را آسفالت نماییم تا ثابت شود که انتقاد پذیر نیست .5

- هیچ چیز به اندازه قدرت قدرت فکر انسانها خارق العاده نیست ولی همیشه خطوط قرمز مانع از فکرکردن ما به چیزی میشود که از قبل بدون فکر آن را پذیرفتیم.

پی نوشت- اگر به دنبال یک وبلاگ جذاب میگردید اگر این وبلاگ خسته کننده شده خوب آخه چرا خودتان را خسته میکنید بیش از 5 میلیون وبلاگ فارسی وجود دارد که در این میان 1 میلیونش که جذاب هست میگی نه 500 تاش که جذاب هست.

پیشنهاد- حد المقدورکپی پیست نفرمایید فردی که با این اینترنت لاک پشتی دست و پنجه نرم کرده (خوش به حال اونایی که اینترنت خرگوشی دارند) و صبر ایوب پیشه ساخته تا صفحه ای باز گردد بدون شک خواستار خواندن متنی از شخص شخیص شماست.هیییییییییییی کجایی اینترنت یوز پلنگی.

امتحان کنید بسی کارگر می افتد جسارتا اتم که نمی خواهید بشکافید.

خوب دیگه سرتونو درد آوردم حقتونه هی بگید بنویس(خود شیفتگی علنی)

  

اینم از این

سایتی را پیدا کردم (iwl.me)که اگر دست نوشته هایتان را به آن ارسال کنید به شما میگوید نوع قلمتان شبیه کدام نویسنده مشهور است . بنده هم که علاقه وافری به نوشتن دارم (با عرض پوزش خدمت جامعه اهل قلم) تعدادی از دست نوشته هایم را برای این سایت محترم !!! ارسال نمودم پیام آمد که نوشته های شما شبیه ( دیوید فوستر ) است این حقیر که جناب ایشان را نمی شناختم کنجکاوی نموده تحقیقی در موردشان کردم کاشف به عمل آمد که این حضرت آقا نویسنده سرشناس امریکایی تشریف دارند و نزدیک به 12-13 کتاب ازشون به جا مانده (علاقه مندان میتوانند در سایت آمازون کتابهایشان را ببینند چه بسا دست در جیب مبارک کرده و از کتابفروشی ها بخرند). و اما داستان پایان خوشی ندارد چرا که این نویسنده بزرگ طی اقدامی صادق هدایت وار خود را از صحنه روزگار حذف نمودند . بله شوخی شوخی بوی حلوای ما هم بلند شد . خوبی ای که ندیدید اگر بدی ای دیدید حلال کنید جان عزیزتان !!

حال که زین پس قرار است شهره آفاق گردیم به اطلاع عموم می رسانیم که وصیت نامه مان را میتوانید تا چند روز آینده بر روی وبلاگ جهانیagri88 بخوانید. در ضمن تا اطلاع ثانوی زانوی غم بغل گرفته پستی نمی دهیم تا شاید میدانی باشد از آن جوانان شاید هم صفایی به وبلاگ شخصیمان دادیم.

درودتان بدرود.   

نگاهی به دانشجو در طول ترم

شروع ترم

یک هفته پس از شروع ترم

 

دو هفته بعد از شروع ترم

 

 قبل از میان ترم

ادامه نوشته

سراب رد پای تو

چند روز پیش مشغول پاکیدن پناجر(پنجره ها) با یک روزنامه بودم که چشمم به یک تیتر غول آسا افتاد (20*50) نوشته شده بود انتقال دانشجویان به شهر محل سکونتشان نیازی به فکر نداشت بسیار بعید من العقل بود مگه میشه !!!!!اگه فقط ما شیرازیها مجتمع را به قصد دانشگاه شیراز ترک کنیم مجتمع تبدیل به شهر ارواح خواهد شد اما اگه صحت داشته باشد به شهردار محترم فسا پیشنهاد میکنم تابلو آموزش عالی را برداشته و به جای آن زحمت کشیده این جمله را بنویسند به پارکینگ موتورهای ولو در سطح شهر خوش آمدید.

بنابراین نه دهنم آب افتاد و نه دلم به تاپ تاپ افتاد.

تبصره- بنده که خود را قانع ساختم که چهار سال آزگار باید نبود امکانات را با آغوشی باز پذیرا باشم و از غذاهای سلف تناول کنم اما این رسم مردانگی است که با این وعده ها دل تعدادی دانشجوی رنج کشیده را شاد نموده و با احساساتشان بازی کنید!!!!!!

پیام تسلیت-با اندوه فراوان ودلی ریش ریش خدمت رئیس محترم دانشگاه شیراز تسلیت عرض میکنم که ما دانشجویان اکتیو را نمیتواند در دانشگاه خود داشته باشد واز آنجایی که پایان شب سیه سپید است میتوانند امید داشته باشند که اگر رئیس دانشگاه ام ای تی دست از سرمان بردارد شاید برای ارشد سری به دانشگاه سطح پایینشان بزنیم.  

یه سوال فنی

یکی به من بگه قضیه تیر ۱۳۹۰ چیه!!!

شعر طنز

با سلام خدمت دوستان همیشه در صفحه

در ابتدا باید متذکر شم خواندن این پست صبری عظیم و عزمی جزیم می طلبد

بسی رنج بردم در این سال سی                      که مدرک بگیرم زبد شانسی

نشد، دادم از کف همه زندگی                         نهادم به سر افسر بندگی

نبودم اوایل چنین ناتوان                               که بودم به سر موی و بودم جوان

نه تن خسته و ناتوان بودمی                          نه اینگونه نامهربان بودمی

نه اهریمنی طینتی داشتم                              نه بر خوی بد عادتی داشتم

ادامه نوشته

بچه ها مچکریم

این متن سفارش یکی از دوستان است

طی مانیفستی پیروزی مقتدرانه اسپانیا را به همه فوتبال دوستان خوش سلیقه تبریک عرض میکنم.

این پست عنوانی ندارد

پارسال همین موقع ها بود که کنکور داده بودیم و یک نفس نیمه راحت کشیدم حالا چرا نیمه راحت (؟؟)جنبه راحتیش این بود که مطمئن بودم  تنبلی نموده  آقای قلم چی را هر دو هفته یک بار رو سفید کرده غلط نامه ای (همان پاسخ نامه ) حاصل نخوانده ها تحویل پشتیبان محترم داده و سپس خارج شدم لذا هیچ انتظاری از کنکور نداشتم جنبه ناراحتیش هم این که هر چند مطمئن بودم رتبه اول کنکورم Very Funny(ازآخر)اما اپسیلون استرس داشتم ولی اینقدر تابستان پر استرسی بود که این اپسیلون استرس در انبوه مشکلات گم شد

و اما بالاخره نتیجه کنکور اومد چه روزییییییییییی!! رتبه قشنگی بود یه جورایی نجومی . هر چی بود دیگه تموم شده بود انتخاب رشته کردم ورشته آخری قبول شدم غمی بر دل وارد نبود به قول معروف از ماست که بر ماست و اما بهمن ماه شد و رفتیم به اصطلاح دانشگاه (شکوفه های انقلاب) از توصیف دانشگاه همان بس که مهدکودک و دبستانی که اینجانب دوران کودکی در آن سپری کردم وسعتی دو الی سه برابر دانشگاه مذکور داشت حالا بماند که ساختمان مدیریت هم فقط جایی است برای زتون گرفتن وما شاید هفته ای دو سه بار موفق بشیم سلامی به آجرهای این ساختمان شریف بکنیم اگر رئیس محترم هلال احمر ساختمان محبوبمان را از دانشگاه باز پس گیرد چه کنیم(باز هم غمی بر دل وارد نیست) شاید اولین تشنگان علم باشیم که کلاس های درس را در هوای آزاد ودر محیط بکر میدان مصلی آن هم بر روی کارتون برگزار میکنیم حال بگذریم به قول شاعر که درست یادم نیست چه میگفت چیزهای خوبی هم هست( آنقدر که حافظه یاری میکرد)اما باز هم ناشکری نمیکنم

اتمام حجت با خدای عزیزم- خداوندا یا مجتمع ما را دانشگاه بگردان یا ما را شکوفه هایی انقلابی بگردان تا ازامکاناتی مانند تاب و سرسره برخوردار شویم. آمین

بعد از چهار سال

گشتی زدم مختصر دردنیای مجازیComputer در باب آینده شغلی رشتمون و به نتایج جالبی رسیدم خالی از لطف نیست شما دوستان هم در جریان باشید .

اگر بخواهیم بعد از فارغ التحصیلی به بازار کار وارد شویم (باهمان مدرک کارشناسی)متاسفانه باید بگم که کاری پیدا نخواهید کردSigh(اگر هم پیدا کردید بیگاری است) اما با همان مدرک یک شغل آبرومند هم میشه دست و پا کرد!!!!!!!که البته مستلزم دو مورد زیر است.

1-داشتن یک دایناسور(دایی+ ناسور= ناصر=یاری رساننده)دایی ناصرفردی است بزرگوارکه با دو انگیزه از جوانان بیکار دستگیری میکند(در مقابل دریافت زیر میزی= آنچه زیر میزمبادله میشودو یا ایجاد محبت و استحکام در روابط فامیلی) معادل امروزی کلمه پارتی است.

2- داشتن معدل بالا بعد از فارغ التحصیلی که این هم خود مستلزم وجود یک مدیوم در دوران دانشجویی است(مدیوم فردی است دارای قدرت روحی بالا این افراد می توانند رابط بین انسان وارواح باشند شب امتحان ارواح محترم اساتید را احضار نموده از سوالات امتحان مطلع می شویم )

حال اگر این امکانات را ندارید باز هم غصه نخورید بیایید در جهت خود کفایی گام برداریم بالاخره هر خونه ای یک باغچه دارد.

حالیا نمره رسم فنی مبارک بادت

باتوجه به موارد ذیل نمره رسم فنی و دیگر نمرات اخذ شده رابه خودم و تمام دوستان شب امتحانی تبریک می گویم

20-1 برادر 19 و19 برادر18 و18 برادر17 و...اگر این زنجیره را ادامه دهیم به نمره خودم می رسیم (تمام برادرها برادر یکدیگرند در نتیجه نمره من برادر20 هست)

2-تار عنکبوت بستن کتب و جزوات در طول ترم

20-3و19و18این دست نمرات به شدت کلاس یک دانشجو را افول می بخشد(قابل توجه خانم مهندس عزیز)

4-مهم نیت دانشجوست بنده به شخصه قبل از باز کردن هر جزوه نیت میکردم که 20 بگیرم (بی کلاسی را به جان میخریدم ) اما دریغ به قول یکی از دوستان همیشه که خواستن توانستن نیست

5-قطع شدن برق در ساعات اوج درس خواندن(اغلب بعد از 12 شب)و به دنبال آن خاموش شدن نبوغ علمی دانشجو

نتیجه اخلاقی:این چند صباح تعطیلات رابه دور از تبعید خوش باشید و از بهر نمره خود را ملامت نکنید.   

اندر احوالات اساتید محترم و محترمه

 (این نوشته صرفا یک نوشته طنز است و نویسنده از نوشتن آن مظور خاصی را دنبال نمی کند)

از آنجا که در همه موارد خانم ها مقدمن از استاد عزیز&گرامی &عالم واندیشمند بزرگ سرکار خانم(.....)شروع میکنم همان طور که همگی مستحضرید ایشون روحیه ورزشی بسیار بالایی دارند به طوری که هر هفته 3 الی 4 ساعت سر کلاس دوی ماراتن برگزار میکردن البته خودشون داور بودن خودشون ورزشکار بودن خودشون هم میبردن خودشون هم به خودشون مدال میدادن وما دانشجویان نظاره گرموفقیت های بزرگ حضرت ایشان بودیم از جنبه ورزشی که بگذریم نامبرده از سطح علمی فوق العاده بالایی هم برخوردار بودن وقتی سرم روبر میگردوندم چهره دانشجویان مشتاق رو میدیم که تشنه علم بودن سر جلسه امتحان ایشون تقلب معنایی نداشت (!!!!!!)به نمره ها هم کسی اعتراضی نداشت فقط شاید 10 نمره ای از کسی کاسته و به کسی افزوده میشد(طبیعیه)

اما نفر دوم آنکه بسیار میدانست و مدام بچه ها رو مورد آزمایش قرار میدادایشون نحوه تدریس نوینی دارن غلط مینویسن بعد داشجو درستش رو باید بگه 0.25 نمره بگیره فقط خدا نکنه جوشش علم رو در چهره کسی ببینن آقای فلانی !!!خانم فلانی !!!(99 درصد مورد اول)اینقدر تکرار میشه که مجبوری اول صبحی کلی زحمت بکشی و بخندی.......

.نفر سوم استادی که سر کلاسش جناح بندی چپ و راست معنایی نداره نه اینوری داریم نه اونوری بلکه همه صراط المستقیم رو به سوی هدفی بزرگ دارن وآن هم چیزی نیست جز بالا بردن ادب و فرهنگ کشور سر کلاس ایشون همه درسها خوبن چون خودشون گلند اما یه درس خاص بود که اشتیاق عده ای خاص رو در طول ترم بر می انگیخت

 استاد عزیز بعدی جناب آقای(.....)خاطرات این استاد اینقدر شیرین و مهیج هست که سر کلاسشون همه سر و پا گوشن فقط یه عده قلیلی مبادرت به گذاشتن هندزفری در گوششون میورزیدند تا وسط کلام ایشون چند تا پیام بازرگانی گوش کنن کلاس کلاس بحث و گفتگوست دانشجو با استدلالهای شیرین استاد ارجمند قانع میشه و مست و خرسند از کلاس خارج میشه

زبانم قاصر است از بیان فضایل اخلاقی استاد محترم و نازنینی که فکر نکنم هیچ دانشجویی کوچکترین خاطره تلخی از ایشون به یاد داشته باشه فقط کلاسشون یه مقدار خشک هست که اونم با کمک خداوند و عده ای از بچه ها قابل تحمل میشه

چه شب زنده داریها برای دو واحد درس این استاد محترم کشیدیم و چه فلاسک هایی که پر بودند و تا صبح خالی شدن تازه صبح میرفتی سر کلاس میفهمیدی زاویه قائم نیست چه امتحان با مزه ای دادیم همه از معلومات خودشون استفاده کردن !!!!!!!!!!!ولی از شوخی گذشته روزهای دوشنبه یکی از بهترین روزهای هفته بود.